مناجات روز عرفه با خداوند و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
امروز به کوی تو گرفتار زیاد است مثل من شرمنده گـنـهکـار زیاد است اما کـرم توست که بـسیار زیاد است بخشندگیات حضرت غفار زیاد است آمـد وسـط روز، گـنـهـکـارِ فــراری بـا نـامـۀ جـرم و گـنـهـم کـار نـداری جا مـانـدۀ مـاه رمـضـان آمده امروز آلـودۀ بی نــام و نـشـان آمـده امـروز چون طفلِ فراری نگران آمده امروز خسران زدهای گریهکنان آمده امروز گـفـتـی کـه گـنـاه دل پُـر آه بـبـخـشی امـروز به انـدازۀ یـک مـاه بـبـخـشی خواندی تو دگر بار به کویت همگان را هرکس که به سرمایۀ خود دیده زیان را یا داده ز کف فرصت ماه رمضان را با خویش بیارد دل و جان نگـران را مـن آمـدهام بــاز تــوانـم بـده امــروز اصـلا تو بـیـا راه نـشـانـم بده امروز بعد از رمضان رشتۀ خود با تو بریدم من هرچه کشیدم فقط از خویش کشیدم روز عـرفـه آمـد و شـد تـازه امـیــدم آغوش گشودی که به سوی تو دویدم برگشتهام و خسته از این فاصله هستم من تـوبهٔ بـسته به شب قـدر شکـسـتم هـر چـنـد نــدیـدم ز دعـایـم اثــراتـی نه حـال بکـا دارم و نه حال صـلاتی مـن را بـرسـانـیـد بـه یـار عـرفـاتـی جز عشق حسین نیست مرا راه نجاتی امروز نظرها همه بر دست حسین است چشمان خدا جانب بین الحرمین است جـمعاند محارم همه دور و بر زینب تـعـظـیم نـمـایـند همه مـحـضر زینب اربـاب شـده سـایـهٔ روی سـر زیـنب یک عمر ندیده است کسی معجر زینب تاکه نکـند دخت عـلی دلهره احساس زانو زده پیش قدمش حضرت عباس |